خب...
درد از اولین لحظات نبودنش شروع میشه و تنها درمانی هم که تو بلدی که البته مداوا نمیکنه ولی تسکین میبخشه نوشتنه.
وقتی هست انقد حجم بودنش پررنگه که یادت میره باید بره، و اون زخم برای مدتی ساکت میمونه برای همین هم تو درمانو میذاری کنار. اما یهو حتی فکر نبودنش تا مغز استخونتو میسوزونه و یادت میفته باید خودتو مداوا کنی. اگه انقد وجودمون آغشته ی هم نمیشد راحت تر میشد که دل بکنیم، اما حالا ...
خب، میگذره لابد!
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۶ساعت 19:4  توسط me |
برچسب:
نویسنده: نرگس جلالی